بایگانی برچسب ها: داستان کوتاه عاشقانه عصای سفید

داستان کوتاه عاشقانه عصای سفید

داستان کوتاه عاشقانه عصای سفید

داستان های کوتاه عاشقانه  داستان کوتاه عاشقانه عصای سفید فاصله دختر تا پیر مرد به اندازه ی یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی دخترک کمی آن طرف تر بر روی نیمکت چوبی در کنار پیرمرد نشسته بود و رو به آب نمای سنگی گریه می کرد . پیرمرد از دخترک پرسید : – غمگینی؟ – نه ادامه مطلب ...

ادامه مطلب