بایگانی برچسب ها: داستان مادرانه

داستان عاشقانه مادرانه

داستان عاشقانه مادرانه

داستان عاشقانه مادرانه خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود ، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود . او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر بنام ویکی زندگی می کند. کاری از دست خانم حمیدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود.   داستان عاشقانه مادرانه را در ادامه مطلب دنبال کنید ادامه مطلب ...

ادامه مطلب