بایگانی برچسب ها: داستان عاشقانه های دنیای ما

داستان عاشقانه دنیای ما

داستان عاشقانه دنیای ما

داستان عاشقانه دنیای ما چند روز پیش ، خانم یولیا واسیلی یونا ، معلم سر خانه ی بچه ها را به اتاق کارم دعوت کردم. قرار بود با او تسویه حساب کنم. گفتم: ــ بفرمایید بنشینید یولیا واسیلی یونا! بیایید حساب و کتابمان را روشن کنیم … لابد به پول هم احــتیاج دارید اما مشاءالله آنقدر اهل تعارف هستید که به روی مبارکتان نمی آورید … خوب … قرارمان با شما ماهی ۳۰ روبل …   داستان عاشقانه دنیای ما را در ادامه مطلب دنبال کنید ادامه مطلب ...

ادامه مطلب