بایگانی برچسب ها: داستان عاشقانه شوق و امید

داستان عاشقانه امید

داستان عاشقانه امید

داستان عاشقانه امید روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم . شغلم را……..دوستانم را………زندگی ام را ! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت کنم . به خدا گفتم : آیا می توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری ؟ و جواب او مرا شگفت زده کرد. او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟ پاسخ دادم : بلی .   داستان عاشقانه امید را در ادامه مطلب دنبال کنید ادامه مطلب ...

ادامه مطلب