بایگانی برچسب ها: داستان عاشقانه امید

داستان عاشقانه امید

داستان عاشقانه امید

داستان عاشقانه امید روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم . شغلم را……..دوستانم را………زندگی ام را ! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت کنم . به خدا گفتم : آیا می توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری ؟ و جواب او مرا شگفت زده کرد. او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟ پاسخ دادم : بلی .   داستان عاشقانه امید را در ادامه مطلب دنبال کنید ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

داستان عاشقانه امید

داستان عاشقانه امید

داستان عاشقانه امید   سه نفر جواب آزمایش هایشان را در دست داشتند . به هر سه ، دکتر گفته بود که بر اساس آزمایشات انجام شده به بیماری های لاعلاجی مبتلا شده اند به صورتی که دیگر امیدی به ادامه زندگی برای آنها وجود ندارد .در آینده ای نزدیک عمرشان به پایان می رسد .آنها داشتند در این باره صحبت می کردند که می خواهند باقیمانده عمرشان را چه کار کنند .  نفر اول گفت :…. داستان عاشقانه امید در ادامه مطلب دنبال کنید ادامه مطلب ...

ادامه مطلب