بایگانی برچسب ها: بخت با من نیست داستانش چیست

داستان کوتاه شیطان و نماز

داستان کوتاه شیطان و نماز

داستان کوتاه شیطان و نماز مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.   داستان کوتاه شیطان و نماز را در ادامه مطلب دنبال کنید ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

داستان عاشقانه عشق

داستان عاشقانه عشق

داستان عاشقانه عشق یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.   داستان عاشقانه عشق را در ادامه مطلب دنبال کنید ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

داستان عاشقانه بخت با من نیست

داستان عاشقانه بخت با من نیست

داستان عاشقانه بخت با من نیست روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می کرد که همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میکرد “بخت با من یار نیست” و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد. پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار کردن بخت خود به فلان کشور نزد جادوگری توانا برود. او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: “ای مرد کجا می روی؟”   داستان عاشقانه بخت با من نی...

ادامه مطلب