عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵

حمایت از ما
رزرو اینترنتی هتل آپارتمان در مشهد
خانه » شاهنامه » گفتار پند ستایش پیامبر
گفتار پند ستایش پیامبر

گفتار پند ستایش پیامبر

گفتار پند ستایش پیامبر

قسمتی دیگر از شاهنامه فردوسی با عنوان گفتار پند ستایش پیامبر درادامه مطلب بقیه.

ترا دانش و دين رهاند درست

در رستگارى ببايدت جست‏

و گر دل نخواهى كه باشد نژند

نخواهى كه دائم بوى مستمند

بگفتار پيغمبرت راه جوى

دل از تيرگيها بدين آب شوى‏

چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى

خداوند امر و خداوند نهى‏

كه من شهر علمم عليم درست

درست اين سخن قول پيغمبرست‏

ترا دانش و دين رهاند درست

در رستگارى ببايدت جست‏

و گر دل نخواهى كه باشد نژند

نخواهى كه دائم بوى مستمند

گفتار پند ستایش پیامبر

بگفتار پيغمبرت راه جوى

دل از تيرگيها بدين آب شوى‏

چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى

خداوند امر و خداوند نهى‏

كه من شهر علمم عليم درست

درست اين سخن قول پيغمبرست‏

گواهى دهم كاين سخنها ز اوست

تو گوئى دو گوشم پر آواز اوست‏

گفتار پند ستایش پیامبر

على را چنين گفت و ديگر همين

كزيشان قوى شد بهر گونه دين‏

نبى آفتاب و صحابان چو ماه

بهم بستى‏ء يكدگر راست راه‏

منم بنده اهل بيت نبى

ستاينده خاك پاى وصى‏

حكيم اين جهان را چو دريا نهاد

بر انگيخته موج از و تند باد

چو هفتاد كشتى برو ساخته

همه بادبانها بر افراخته‏

يكى پهن كشتى بسان عروس

بياراسته همچو چشم خروس‏

محمد بدو اندرون با على

گفتار پند ستایش پیامبر

همان اهل بيت نبى و ولى‏

خردمند كز دور دريا بديد

كرانه نه پيدا و بن ناپديد

بدانست كو موج خواهد زدن

كس از غرق بيرون نخواهد شدن‏

بدل گفت اگر با نبى و وصى

شوم غرقه دارم دو يار وفي‏

همانا كه باشد مرا دستگير

خداوند تاج و لوا و سرير

خداوند جوى مى و انگبين

همان چشمه شير و ماء معين‏

اگر چشم دارى بديگر سراى

بنزد نبى و على گير جاى‏

گرت زين بد آيد گناه منست

چنين است و اين دين و راه منست‏

برين زادم و هم برين بگذرم

چنان دان كه خاك پى حيدرم‏

دلت گر براه خطا مايلست

ترا دشمن اندر جهان خود دلست‏

نباشد جز از بى‏پدر دشمنش

كه يزدان بآتش بسوزد تنش‏

هر آن كس كه در جانش بغض عليست

ازو زارتر در جهان زار كيست‏

نگر تا ندارى ببازى جهان

نه بر گردى از نيك پى همرهان‏

همه نيكيت بايد آغاز كرد

چو با نيكنامان بوى همنورد

از اين در سخن چند رانم همى

همانا كرانش ندانم همى

 

سایت عاشقانه

عاشقانه

بیا تو لاو

*

code

تمامی حقوق متعلق به سایت فارس لاو میباشد و کپی برداری از این سایت به هرصورت پیگرد قانونی دارد