حوادث چون روزها سپری می شوند.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵

حمایت از ما
رزرو اینترنتی هتل آپارتمان در مشهد
خانه » شعر های عاشقانه » شعر عاشقانه۲
شعر عاشقانه۲

شعر عاشقانه۲

عکس

شعر عاشقانه۲

نفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشت

تنِ تب کرده ی من حسرت گیسوی تو داشت

 تو نبودی، دل آئینــــه مرا باز شـکست

شانه بر روی سرم زمزمه ی مـــوی تو داشـت

 پیِ هر کعـــبه برفتم که طوافــــــی بکنم

هر اذانی که شنیدم قبله ای سوی تو داشت

شعر عاشقانه۲

 چشم بر هم زدنی واله و شیــــدای تـو شد

هر پریشان که صلیبی به سر کوی تو داشت

 چشم تو میکده ای، بر سر من گشـته خرابنفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشت

تنِ تب کرده ی من حسرت گیسوی تو داشت

 تو نبودی، دل آئینــــه مرا باز شـکست

شانه بر روی سرم زمزمه ی مـــوی تو داشـت

شعر عاشقانه۲

 پیِ هر کعـــبه برفتم که طوافــــــی بکنم

هر اذانی که شنیدم قبله ای سوی تو داشت

 چشم بر هم زدنی واله و شیــــدای تـو شد

هر پریشان که صلیبی به سر کوی تو داشت

 چشم تو میکده ای، بر سر من گشـته خراب

وَه چه آوار شــرابی طــاق ابــروی تو داشت

 شـــکرک بسته لبم یاد همـانــروز بخیر

که چو زنبور مکیدن لب مینـــوی تو داشت

 وَه چه آوار شــرابی طــاق ابــروی تو داشت

 شـــکرک بسته لبم یاد همـانــروز بخیر

که چو زنبور مکیدن لب مینـــوی تو داشت

سایت عاشقانه

بیا تو لاو

عاشقانه

*

code

تمامی حقوق متعلق به سایت فارس لاو میباشد و کپی برداری از این سایت به هرصورت پیگرد قانونی دارد