کسی را که به تو شنا یاد داد، غرق مکن.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵

حمایت از ما
رزرو اینترنتی هتل آپارتمان در مشهد
خانه » اس ام اس » شعر و اس ام اس دلتنگی سری ۴
شعر و اس ام اس دلتنگی سری ۴

شعر و اس ام اس دلتنگی سری ۴

شعر و اس ام اس دلتنگی سری ۴

تنهایی من از وقتی شروع شد.
که میان این همه ((بود))…
منتظر یکی بودم که ((نبود))…

photo_2016-05-15_18-55-26

-تموم شد؟
+آره..
-چراآخه؟؟
+خیلی فرقداشت باهام
-اماتوکه خیلی دوسش داشتی
+دقیقا همین بود فرقمون

هیچ مترسکی را شبیه گرگ نساخته اند
شبیه پلنگ و خرس هم نساخته اند
به گمانم ترسناک تر از آدم نیافتند مترسک سازها¡¡


چقدبی رحم شدی..
ازوقتی فهمیدی عاشقتم..
به برق چشمات قسم..
دلم هواتوکرده..منویادت میاد؟؟!!


میونه این همه سر گردونی
دل من گرفته ماه پیشونی
بیا باز،دوباره بی تابم کن
منو تو رنگ چشات خوابم کن
نگو قصه آخرش مرگ منه
داره چشمات منو آتیش میزنه
نگو از تلخیه دنیا سیرم
نگو میرم،نگو که میمیرم


شبو روز

همه جور حرفی بود

اگه تو،اگه تو

رفتی زود

تقصیر کی بود؟؟؟

چه کرده ای با من..؟!
که این روزها تو را
فقط به اندازه ی یک اشتباه می شناسم!!؟


تو این دنیا از کسی که معذرت میخوایی بقیه وایمسن تو صف … هععیـــــــ ــ ــ ـ ـی


photo_2016-05-15_18-55-17

♡من دلم تنگ میشه واست♡
♥نیستی انگار نیست حواسم♥
♡نیستی اما هنوز مونده♡
♥جای عطرت رو لباسم♥
♡خاطرت رو جا گذاشتی♡
♥روی قولت پا گذاشتی♥
♡تودروغ بود قهر و آشتیت♡
♥تو اصلا دوستم نداشتی♥


پــِسَـر دار کـﮧ شـُدم√

اگـﮧ روزے دَستـِـش سيــگار بِبـينَـم…

يـﮧ سـيلے مــــيزَنم تـو گـوشــِـش…

نـَﮧ واسـِــه ايـــنكـﮧ سيـــگـارے شـُــده…

✘واسـِﮧ ايـــنكـﮧ پِسـُـر مــَــن نبـــايد كـَم بيـــاره


■⇦نِمیخــ…ـــوام بَرگَـــ…ــردی√❥
□⇦تــ..ــویی کِہ مَســ..ـت ڪَردی√❥
■⇦اومَــ…ــدے بِهِـ…ـم میگی√❥
□⇦تــ..ـــو با مَـ…ـڹ بَــ…ـد ڪَردی√❥
■⇦مَگہ یـــ..ــادِت نیســـ…ــت√❥ ‌
□⇦چطورے اِلتِـ.ـماسـ میڪَردَم√❥ ‌
■⇦اَما وَسَـــ….ــط حَـ…ــــرف√❥ ‌
□‌⇦گوشیتو


چمباتمه
زده کنار دیوار

قول داد بهم
باهام میمونه بیدار

بازمن چندتا عکس و تصویر
وای اه صدتا فکر و تصمیم

تاحالا با بال من پر زدی؟
سر کسیو از تن زدی؟

photo_2016-05-15_18-55-50

تو ترسو وحشت
اشک و عقده
لرز و بغض
شک و شبه

دنیا فرق بینش مشتی
دره ها تا قله

کوچیکو دیروز امروز برات
میشه یه چیز گنده

چار پاره استخون یه لایه پوست
و
بالای پشت بوم یه راه سوخت
و
زخمای کهنه با سلاح دوست
و
جیغ های پخته با صدای رو مخ

همه چی میگه برگرد
قدم بر ندار احمق

هه…

به بودنِ نیازی که نیازمند بودنم باشد نیازمندم…

دلگیر میشوم وقتی فکر میکنم که
عاشقانه هایی که برایت می نویسم
مثل چای هایی هستند که خورده نمیشوند!!!!
یخ میکنند و باید دور ریخت…!!!

خستم مثه یه قایق شکستم که چشم رو درد دنیا بستم
چشای بسته تو کی می بینه غصه منو
خستم که دیگه کوله بارو بستم
غم تو میمونه رو دستم
چه بد دادی جواب گریه ها و غصه خوردنو


جفتت را ڪه پیدا ڪردی بگذار نفس بڪشد
به او نچسب!
بگذار خودش باشد!
به یادِ هم بیاورید ڪه
آنقدر اعتماد و اعتقاد بوده
ڪه ما را ڪنار هم نشانده!
همین ڪه در ڪنارش آرامی،
همین ڪه دلت همیشه برایش تنگ‌ست
حتی اگر ڪنارش هستی و همین ڪه برایت ارزشمندست، ڪافیست!
مثل ڪسی باش ڪه شنهای ڪنار ساحل را برای نگه داشتن در ڪف دستهایش، مشت نمی‌ڪند!
چون می‌داند شنها از لای انگشتانش سُر می‌خورند پایین


چطور میتونم این روزا آروم باشم
تو یه شب راحت از چشم تو افتادم


سخت است بگویند که دگر باز نگردد
سخت است تو گریان شوی و یار بخندد
یک دم ره خویش کج کنی و باز بایستی
تو منتظر و یار چه عهدها که نبندد
تو بال برآری و به پرواز درآیی
هرجا نظر اندازی و یار چشم ببندد
بر خانه ی کعبه تو بیافتی به تضرع
یار از پی دیگر چه دخیل ها که نبندد
گویند نمک پاشی به هرچه که بگندد
اما چه دوا بر دل یاری که بگندد

شعر از زهرا احمدی


صبوریم کمه بیقراریم زیاده
چقد بیقرارم منه صاف ساده


سکوت همیشه به معنی رضایت نیست

گاهی یعنی خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای

فهمیدن نمیدهند توضیح دهم…


بهِش بِگْيْـن بْيٰاد 🙂
قُولْ مْيدَم:)
دْيْگهـ هَرجٰا رَفْتَم بِهِش خَبَر بِدَم:)
قُول ميدَم:)
بِه هَمه حَرْفٰاشْ گُوشْ كُنَم:)
آخِه دِلَم❤️واسَشْ تَنْگ شُدِه:)
واسِه صِداشْ كهـ دَعوٰامْ ميكَرد:)
بگْيـن بَرگردِه:)
ديگْه نِمْيخْواٰم 🙂
زنْدِگيمـو بِدوْنهـ اونْ
بِگْيـن مَرگِ مــَنــــ بْيٰاد☝️
بِگيـن هَنُْوز دُوسِشـ دٰارَم:)
بِگيـن مَن هَنُوزْ مُنتَظِرشَم:)
بِهِش بِگيْـن
بَــــرْگَـــــــــــــرد


گاهی از دلتنگی

طوفانی میشوم

و گرمای وجودم را

به ابر آسمان چشمانت می دهم

و چشمانت بی دریغ

بارانی می شوند

به بهانه ی آرام گرفتن

در آغوش طوفانی من…


photo_2016-05-15_18-55-41

طوری خاطره بسازید
که بعد از شما هم
بتواند زندگی کند


در زخم زبان ، فوق تخصص دارد
یکریز ، کنایه بر سرت می بارد
او جز خود احمقش ، کسی دیگر را
یک آدم ساده هم نمی پندارد


دلتنگی…خیلی سخته کنارکسی باشی که عشقش نیستی…هرروزتنهاتر…هرروزداغونتر…حتی عزیزترین آدمای زندگیت هم تنهات بذارن….دلتنگیاتون باخداپرکنیدچون خیلیاارزش اینکه عاشق شون بشین وندارن


حالم خوب است
اما گاهی “گذشته” ام زجر میکشد و
فریاد هایش “حالم” را اشوب میکند
اخر این “گذشته” تمام نمیکند بازی مسخره ی تکرار، تکرار، تکرار خاطره ها را.
ورق میزند حرف به حرف کلمه به کلمه مرور میکند درد هایم را.
از لا به لای هر ورق جیغی بلند میشود، گرد و خاکی راه میفتد، اما تمام نمیکند این بازی تکراری زنده کردن مرده ها، زنده کردن خاطرات را.
دستش را بر نمیدارد از روی گلوی “آینده”، مضطربم خفه اش کند آخر.


لحظه های ناب من سر شد
من چه بی صدا و تلخ میخندم
ارمغان توست دلتنگی
با کدام شور و حال دل بندم؟!!!


تـلـاش بـرای زنـده کـردن یـه رابـطــه از دسـت رفـتـه ، مـثـل ایـنـه کـه بـخـوای چــای سـرد شـده رو دوبـاره بـا ریـخـتـن آب جــوش گـرم کـنـی، کـمـرنـگ مـیـشـه …


خیاط خوبی است خدا

اما دل مرا

به عمد یا به سهو…نمیدانم.شاید بی هوا

“تنگ” به سینه ام کوک زد…


photo_2016-05-15_18-55-35

خوابم نمیبرد…
به همه چیز فکر کرده ام …
بیشتر به تو …
ومیدانم که خوابی!!
قبل ازبسته شدن چشم هایت…
به همه چیز فکر کرده ای …
به جز من!!

من بیخیال خواب

توبیخیال ………بخواب!

*

code

تمامی حقوق متعلق به سایت فارس لاو میباشد و کپی برداری از این سایت به هرصورت پیگرد قانونی دارد