کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خودسپری کنی.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

حمایت از ما
رزرو اینترنتی هتل آپارتمان در مشهد
خانه » جملات عاشقانه » دل نوشته » دلنوشته تاریخی
دلنوشته تاریخی

دلنوشته تاریخی

 

دلنوشته تاریخی

دریا هم که باشی…
گاهی در چارچوب خودت
نمی گنجی…
سر می کوبی به صخره و ساحل
دست و پا می زنی…
کسی حرفت را نمی فهمد…
پس از جدالی سخت با خودت
بی رمق… غمگین ….تنها
به خودت باز می گردی…
دنیای بی رحمی است…
اما تو از دنیا بی رحم تر باش…
بجنگ…
باهرچه تورا از آرزوهایت دور می کند…

به ادامه مطلب بروید

دلنوشته تاریخی
دلنوشته تاریخی
“به آرزوهایت برس شاید….
فردایی نباشد”

دوستان منتظر نظرات خوبتون هستیم

به هر کجا که می نگرم
تو از دری وارد می شوی
حواسم پرت است
و چاقوی عشق هر بار
تکه ای از ترنج قلبم را می برد

نه! عاشقت نیستم
و خدا می داند
چقدر برای پای لنگ سخت است
از دیوار حاشا بالا برود

#مینو

دوستان منتظر نظرات خوبتون هستیم
دسته:
عاشقانه، دلنوشته، شعر

‌ﻗﺎﻳﻖ ﺗﺎﻥ ﺷﮑﺴﺖ؟ ﭘﺎﺭﻭﻱ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺁﺏ ﺑﺮﺩ؟

ﺗﻮﺭﺗﺎﻥ ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ؟ ﺻﻴﺪﺗﺎﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ؟

ﻏﻤﺖ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﭼﻮﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻣﺎﺳﺖ

ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﮕﻮ ﺍﺯ ﻣﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻣﺎﺳﺖ

ﺑﮕﻮ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻣﺎﺳﺖ

ﺍﮔﺮ ﻗﺎﻳﻘﺖ ﺷﮑﺴﺖ، ﺑﺎﺷﺪ

ﺩﻟﺖ ﻧﺸﮑﻨﺪ، ﺩﻟﻲ ﻧﺸﮑﻨﻲ.

ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺭﻭﻳﺖ ﺭﺍ ﺁﺏ ﺑﺮﺩ، ﺑﺎﺷﺪ

ﺁﺑﺮﻭﻳﺖ ﺭﺍ ﺁﺏ ﻧﺒﺮﺩ، ﺁﺑﺮﻭﻳﻲ ﻧﺒﺮﻱ.

ﺍﮔﺮ ﺻﻴﺪﺕ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻓﺖ، ﺑﺎﺷﺪ
دلنوشته تاریخی
ﺍﻣﻴﺪﺕ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺮﻭﺩ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﮐﺴﻲ ﺭﺍ ﻧﺎ ﺍﻣﻴﺪ ﻧﮑﻨﻲ.

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﺕ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻓﺖ، ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻱ…

ﭘﺲ ﺧﺪﺍﻳﺖ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻦ و ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﮑﺮ ﮐﻦ!

ﺑﻴﺎ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﻔﺸﻲ ﺑﻪ ﭘﺎ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ، ﭘﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭﻳﻢ

ﻭ ﺍﮔﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻳﻢ تا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﻳﻢ.

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﻳﻢ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻳﻢ.

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺧﺮﻳﻢ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺧﻨﺪﻳﻢ…

دوستان منتظر نظرات خوبتون هستیم

‌وقتی پرنده ای زنده است ، مورچه را میخورد.

وقتی میمیرد ، مورچه او را میخورد.

شرایط به مرور زمان تغییر میکند.

هیچوقت کسی را تحقیر نکنید.

شاید امروز قدرتمند باشید اما زمان از شما قدرتمند تر است.دلنوشته تاریخی

یک درخت ، هزاران چوب کبریت را میسازد ، اما وقتی زمانش برسد ، یک چوب کبریت میتواند هزاران درخت را بسوزاند…!!

دوستان منتظر نظرات خوبتون هستیم

یک چیز کم است
نمیدانم دقیقا
اما به گمانم احساس
گم شده است
در کوچه پس کوچه های این شعر ها
و تمام هستی من احساساتم بود
که کشته شد
در برزخ تنهایی …

دوستان منتظر نظرات خوبتون هستیم

امشب
دلم هوای آن کافه را کرده

که چایش از مهر تو
وقندش

محبت توباشد
و تنها مشتری کافه

من باشم …

سایت عاشقانه دل گپ

تو محو می شوی و من
در امتداد سایه های بی نصیب
نظاره گر نشسته ام

تو آبی ترانه ها
زلال بی کرانه ها
تو آسمان سربلند
تو کوه های سرکشی
تو عطر مست تازه اقاقیا
تو بهترین ترانه ها
دلنوشته تاریخی
تو چیستی؟
توکیستی؟
که من برای گفتنت چنین به عجز نشسته ام؟

ترا نمی شود سرود
تو محو می شوی و من
دوباره تلخ و بی نصیب
نظاره گر نشسته ام

سایت عاشقانه دل گپ

-کاش
دلتنگی بیماری بود
بستری می شدی
درش می آوردند
دورش می انداختند

یا در شیشه های الکل نگه می داشتند
تا به بیمارهای دیگر بگویند
این دلتنگی بزرگ را ما در آوردیم

حیف که با دلتنگی هیچ کاری نمی شود کرد
باید آن را کشید
مثل حبس…

سایت عاشقانه

*

code

تمامی حقوق متعلق به سایت فارس لاو میباشد و کپی برداری از این سایت به هرصورت پیگرد قانونی دارد