اسایش و راحتی امروز حاصل رنج و زحمت دیروز است.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

حمایت از ما
رزرو اینترنتی هتل آپارتمان در مشهد
خانه » رمان » دانلود رمان هوس و گرما
دانلود رمان هوس و گرما

دانلود رمان هوس و گرما

دانلود رمان هوس و گرما محبوب فارسی

رمان

 

خلاصه داستان :
نـوآ ، دخترکی که از خونه ی وحشت دور میشه… از اوجِ اسارت… از بندِ تعصب… فرار نمی کنه… رهـاش می کنن… تنها می گذارنش بینِ یه گله گرگ! یه دخترِ چهارده ساله، یه گوسفندِ سفیدِ چاق و خوشمزه… آماده است واسه یه لقمه ی چپ کردن، که باز رهــآ میشه… این بار از بندِ تنهایی رهــا میشه… امــا… امون از اون روزی که، کسی که میشه همه کسِ تنهایی هات… نباشه!

 

رمان

رمان عاشقانه

گیسوی خرمایی رنگم را میان انگشتان می پیچم و به آینه ی اتاق خیره می شوم.
سرم را کج می کنم و باز، خیره می شوم به تصویر محو خودم از آینه.
آرام آرام موهایم را رها می کنم تا دوباره صاف، روان شوند روی شانه ام. قیچیِ روی میز را برمی دارم. باز چنگی میان موهای چون ابریشمم می اندازم. آخرین بار که دست در آنها کشیدم این تار های سفید نبودند.آخرین بار، کی بود؟
قیچی را بالا می برم و نیمه ای از موهایم را رها می کنم. نیمه ای را که در مشت گرفته ام میان تیغ های قیچی نگه می دارم.
چشمانم را می بندم، نفسم را فوت می کنم و قیچی را می فشارم تا دسته ای از آن روی میز طلایی و سفید اتاق بیفتد. دسته ای دیگر از موهایم را می گیرم و باز هم دار می زنمشان.
به تصویر آینه خیره می شوم. مات می بینم…عینک نقره ای را به چشمانم نزدیک می کنم.
موهایم دیگر تا کمر نیستند…موهایم دیگر در هوا پیچ و تاب نمی خورند.
دیگر خودم هم توان چرخیدن و رقصیدن ندارم.
عینک را روی زمین پرت می کنم…قدم به قدم از جلوی آینه دور می شوم و در اتاق را باز می کنم.
صدایم را بالا می برم.
-ژاله؟ ژاله کجایی؟ بیا بالا.
به سمت گوشه ی دیگرِ اتاق می روم. در سفید رنگ را باز می کنم. وان را پر از آب داغ می کنم و شامپو را درش حل می کنم. به آینه ی حمام می نگرم.
این اشک ها اجازه ی جمع شدن در چشمانم را ندارند.

 

رمان مستانه عشق از پروانه طاهری بسیار عاشقانه

دانلود رمان نودهشتیا

رمان نودهشتیا

رمان های شنیدنی

عاشقانه

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

*

code

تمامی حقوق متعلق به سایت فارس لاو میباشد و کپی برداری از این سایت به هرصورت پیگرد قانونی دارد