باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵

حمایت از ما
رزرو اینترنتی هتل آپارتمان در مشهد
خانه » داستان های کوتاه » داستان عاشقانه پند اموز » داستان کوتاه عاشقانه سی دی فروش
داستان کوتاه عاشقانه سی دی فروش

داستان کوتاه عاشقانه سی دی فروش

داستان های کوتاه عاشقانه:داستان کوتاه عاشقانه سی دی فروش

داستان کوتاه عاشقانه سی دی فروش

روزی روزگاری پسری به دختر مغازه سی دی فروشی علاقه پیدا کرده بود اما در رابطه با عشق و علاقه اش چیزی به او نگفته بود. هر روز به مغازه ی دخترک میرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن و دیدن آن دختر… از بد روزگار بعد از يک ماه پسرک این دنیا را وداع گفت … وقتي دخترک دید خبری از پسر نیست به در خونه پسر رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک ماجرای مرگ پسر ا تعریف کرد و اون رو به اتاق پسرش برد… دخترک ديد که تمامي سي دي ها هنوز باز نشده اند… دخترک با دیدن این صحنه شوکه شد و گريه کرد و سخت گريه کرد … ميدونید علت گریه ی دخترک چی بود؟ چون تو تمام این مدت نامه هاي عاشقانه اش به پسرک رو توي جعبه سي دي ها مي گذاشت و به پسرک ميداد … پایان.

امیدواریم از این داستان کوتاه و عاشقانه لذت برده باشید.

سایت عاشقانه

*

code

تمامی حقوق متعلق به سایت فارس لاو میباشد و کپی برداری از این سایت به هرصورت پیگرد قانونی دارد