باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵

حمایت از ما
رزرو اینترنتی هتل آپارتمان در مشهد
خانه » داستان های کوتاه » داستان عاشقانه پند اموز » داستان کوتاه عاشقانه دختر نابینا
داستان کوتاه عاشقانه دختر نابینا

داستان کوتاه عاشقانه دختر نابینا

داستان های کوتاه عاشقانه

داستان کوتاه عاشقانه دختر نابینا

 

داستان کوتاه عاشقانه دختر نابینا

روزی روزگاری دخترکی نابینا عاشق پسری می شود که او هم دخترک را با وجود معلولیتش دوست می دارد. دخترک همیشه به پسر می گفت اگه من بینا بودم می فهمیدی که چقدر تو را دوست دارم، اتفاقا فردی پیدا می شود و دو چشم خود را به دخترک نابینا هدیه می کند. بعد از بینا شدن دخترک می بیند که پسر هم نابیناست و او را ترک می کند، پسرک داستان عاشقانه ما در پاسخ به این حرکت دختر به او می گوید برو اما مراقب چشم هایم باش …

پایان.

امیدواریم توانسته باشیم توجه شمارا جلب کنیم و از این داستان کوتاه عاشقانه ای که بسیار تاثیرگذار هم بود لذت برده باشید.

 

سایت عاشقانه

*

code

تمامی حقوق متعلق به سایت فارس لاو میباشد و کپی برداری از این سایت به هرصورت پیگرد قانونی دارد