خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان. (دکتر علی شریعتی)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵

حمایت از ما
رزرو اینترنتی هتل آپارتمان در مشهد
خانه » داستان های کوتاه » پندها و حکمت ها » حکایت آسیاب به نوبت
حکایت آسیاب به نوبت

حکایت آسیاب به نوبت

(یک داستان زیبا از مثنوی):
آسیاب به نوبت:

حکایت آسیاب به نوبت

حکایت آسیاب به نوبت

رفت روزی زاهدی در آسیاب
آسیابان را صدا زد با عتاب

گفت دانی کیستم من گفت :نه
گفت نشناسی مرا، ای رو سیه

این منم ، من زاهدی عالیمقام
در رکوع و درسجودم صبح وشام

ذکر یا قدوس ویا سبوح من
برده تا پیش ملایک روح من

مستجاب الدعوه ام تنها وبس
عزت مارا نداند هیچ کس

هرچه خواهم از خدا ، آن میشود
بانفیرم زنده ، بی جان میشود

حال برخیز وبه خدمت کن شتاب
گندم آوردم برای آسیاب

زود این گندم درون دلو ریز
تا بخواهم از خدا باشی عزیز

آسیابت را کنم کاخی بلند
برتو پوشانم لباسی از پرند

صد غلام وصد کنیز خوبرو
میکنم امشب برایت آرزو

آسیابان گفت ای مردخدا
من کجا و آنچه میگویی کجا

چون که عمری را به همت زیستم
راغب یک کاخ و دربان نیستم

درمرامم هرکسی را حرمتیست
آسیابم هم ، همیشه نوبتیست

نوبتت چون شد کنم بار تو باز
خواه مومن باش و خواهی بی نماز

باز زاهد کرد فریاد و عتاب
کاسیابت برسرت سازم خراب

یک دعا گویم سقط گردد خرت
بر زمین ریزد همه بار و برت

آسیابان خنده زد ای مرد حق
از چه بر بیهوده می ریزی عرق

گر دعاهای تو می سازد مجاب
با دعایی گندم خود را بساب…
“مولانا “


⚽️کریس رونالدو و خاطره ای از پدرش

? وقتی‌ که فقط ۷ سـالم بود، به پدرم می‌گـفتم که آرزوم اینـه که یه خونه مثل خونه مایکل جکـسون داشته باشــم، پدرم هم همیشه لبخند میزد و میگفت کــریس این مدل خـونه‌ها فقـط برای آدم‌هــای پولداره و ما نمــی‌تونیــم توی همچــین خونه ای‌ زندگی‌ کنیم،
⚽️اما من حالا یک خــونه بهتر از اون رو دارم، ولی‌ هر روز و شب افسوس میخــورم که پدرم نیست که این رو ببـینه، ولی‌ مطمئـنم که همیـشه هوای من رو از آسمون داره و از اون بالا به من نگاه میکنه.
♥️ الان دلم بیشتر
♥️از هر زمانی‌ برای پدرم تنگ شده!


من همینم که هستم !::

?خطرناک ترین جمله:
::من همینم که هستم !::

?گفته می شود خطرناک ترین جمله این است: «من همینم که هستم.»

?در این جمله کوتاه می توانیم غرور، لجاجت، خودرایی، خودخواهی، درجا زدن و به تدریج راندن آدم ها از اطراف خود را حس کنیم.

?اگر من و شما هم به طور غیرمستقیم یا ناخواسته این جمله در ذهن مان نقشی دارد، باید بسیار مراقب باشیم که از دام رکود، سکون و فسیل شدن رهایی یابیم.

?انسان های بزرگ حتی از کودکان هم درس می گیرند. اساتید خبره و باتجربه بیشتر از واژه «نمی دانم» استفاده می کنند.

?دانشمندان توانمند در بسیاری از موارد می گویند: «در تخصص من نیست» و انسان های وارسته بیشتر اوقات سکوت می کنند و می گویند: «نظر شما چیست؟»

*

code

تمامی حقوق متعلق به سایت فارس لاو میباشد و کپی برداری از این سایت به هرصورت پیگرد قانونی دارد